بنی آدم اعضای یکدیگرند
"سعدی"
"جهنم خودخواهی"
مرد بدکاری هنگام مرگ ملکه دربان دوزخ را دید. ملکه گفت: "کافی است که فقط یک کار خوب کرده باشی، تا همان یک کار تو را برهاند. خوب فکر کن." مرد به خاطر آورد یکبار که در جنگلی قدم میزد. عنکبوتی سر راهش دیده بود و برای این که عنکبوت را لگد نکند راهش را کج کرده بود.
ملکه لبخندی به لب آورد و در این هنگام تار عنکبوتی از آسمان نازل کرد، تا به مرد جوان اجازه صعود به بهشت را بدهد. بقیه محکومان نیز از تار استفاده کردند و شروع به بالا رفتن کردند. اما مرد از ترس پاره شدن تار برگشت و آنها را به پایین هل داد.
در همان لحظه تار پاره شد و مرد به دوزخ بازگشت. آنگاه شنید که ملکه میگوید: "شرم آور است که خودخواهی تو، همان تنها خیر تو را به شر مبدل کرد".
نتیجه:
کار این کره خاکی، سامان نخواهد گرفت و دیر نخواهد پایید مگر آنکه کاملاً بصورت سیاره ای در فضا بنگریم و همه انسان ها را دارای تقدیر مشترک بدانیم یعنی یا "همه کس" یا "هیچ کس".
"فولر"
دستهایی که در حال خدمتند، مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می خوانند.
"ساتیا سایی بابا"
"کمک به دیگران کمک به خودمان است"
در سال 1974 مجله "گاید پست" گزارش مردی رانوشت که برای کوهپیمایی به کوهستان رفته بود ناگهان برف وکولاک او را غافلگیر کرد و در نتیجه راهش را گم کرد.از آنجا که برای چنین شرایطی پوشاک مناسبی همراه نداشت، میدانست که هرچه سریعتر باید پناهگاهی بیابد، در غیر اینصورت یخ میزند و میمیرد. علیرغم تلاشهایش دستها و پاهایش بر اثر سرما کرخت شدند. میدانست وقت زیادی ندارد. در همین موقع پایش به کسی خورد که یخ زده بود و در شرف مرگ بود. او میبایست تصمیم خود را میگرفت. دستکشهای خیس خود را در آورد، کنار مرد یخزده زانو زد و دستها و پاهای او را ماساژ داد. مرد یخزده جان گرفت و تکان خورد و آنها به اتفاق هم به جستجوی کمک به دیگری، در واقع به خودشان کمک میکردند. کرختی با ماساژ دادن دیگری از بین میرفت ؟
ما انسانها در واقع با کمک کردن به دیگران به خود کمک میکنیم. خیلی وقتها همدلی با دیگران حتی میتواند از باردلهای خودمان کم کند.
به محض اینکه کاری درجهت منافع کسی انجام میدهید نه تنها او به شما فکر میکند، بلکه خداوند نیز به شما فكر مي كند.
"پاراما هانسایوگاناندا"












