من نميتوانم فاميل همسرم را ببخشم و از وجود اين كينه در خودم ناراحتم. چگونه از شر اين كينه خلاص شوم؟دكتر منصور ميرزايي
ما در طول زندگي تجربهي بيشماري از برخورد با ديگران را داريم؛ از زمان كودكي، نوجواني، جواني و بزرگسالي. بسياري از آن افرادي كه ما را آزردند از نزديكترين دوستان وبستگان ما محسوب ميشوند و هرچند تقريبا هيچچيزي فراموش نميشود ، ولي ميبايست بسيار تمركز كنيم كه بديهايشان را بياد آوريم. ولي راستي چرا در اين ميان ما برخي را هيچگاه به خاطر رفتارشان با ما، فراموش نميكنيم و نميبخشيم؟
چرا گاه كينهها ميمانند؟
1. سهم احساسهاي بد از كل رابطه. بهرحال در يك رابطهي دوستي و فاميلي لحظه هاي دلخوري ورنجش هم وجود دارد ولي معمولا در برابر لحظههاي خوب و لذت بخش چندان زياد نيستند اما در ارتباط با برخي، ظاهرا سهم لحظههاي ناخوشايند به مراتب بيشتر است.
2. تاثير يك حرف يا رفتار. ناراحت شدن از ديگران مثل زخمي شدن عواطف ما توسط آنان است. خراشيدگي هاي جزئي بيانكه اثري از آنها بماند برطرف ميشوند. هرچه جراحت عميقتر باشد اثر آن نيز ماندگارتر است. خيلي از زخمها التيام مييابند ولي اثر آنها براي هميشه ميماند. به علاوه با افزايش عمر با افتادگي پوست جاي بسياري از زخمهاي قديمي نمايانتر ميشود! اما گاهي تاثير يك فرد در زندگي ما فراتر از يك خراش يا زخم ساده است. فرد در تمامي جنبههاي زندگي اثر آن رفتار يا دشمني را ميبيند. تصور كنيد كه فردي در درگيري با فردي يك چشم يا پاي خويش را از دست داده است. ديگر در اين حالت نه فراموشي طبيعي و نه تلاش براي فراموش كردن چندان مفيد خواهد بود. او فرد مورد كينه را مسئول تمام بدبختيهاي خويش ميداند.كينههاي عميق وماندگار معمولا اينگونهاند.
3. كينه ميماند چون كاربرد دارد. بسيار ديدهايد يك فرد در بسياري مواقع بويژه در حالتهاي احساسي ورومانتيك وعارفانه همه كس وهمه چيز را سعي ميكند ببخشد وحتي در ان لحظات فكر ميكند كه بخشيده است ولي وقتي به حالت عادي وروزمره خويش برميگردد و بويژه در زمان خشم واندوه، دوباره آن كينههاي قديمي تمام وجودش را پر ميكند. تازه آن زمان درمييابد كينه او از بين نرفته بوده است بلكه تنها در گوشهاي مخفي بوده و در اولين فرصت دوباره به صحنه بازگشته است. كينه ميماند چون كاربرد دارد. براي آن فردي كه يك پاي خويش را از دست داده كينه مثل يك پاي مصنوعي منبع انرژي و عملكرد است تا همچنان بايستد و زندگياش به كمك انرژياي كه كينه به او ميدهد ادامه يابد. براي آن خانمي كه گاه از تنفر به مادر شوهر و خواهر شوهر لبريز است نيز كينه كاربرد خود را دارد.
4. كينه بهترين وسيله براي برونفكني. همانطور كه گفته شد گاه كينه نسبت به يك فرد ما را به طور دورهاي فرا ميگيرد. اگر كمي دقت كنيم در اين رابطه به چند واقعيت ميرسيم: اولا ما در زمانهائي كه به موفقيتهاي بيشتري دستمييابيم از فراواني اين دورهها كاسته ميشود وبرعكس. از سوي ديگر ديدن آن فرد در حاليكه در حال حاضر هيچ رفتار بدي با ما ندارد باز حال ما را بد ميكند. علت آن است كه خشم و كينهي ما نسبت به آن فرد در حقيقت سمبل خشم از گدشتهي خود، اشتباهات گذشتهمان، ودر حقيقت خشم از خود و آنهائي است كه نميتوانيم خشممان را مستقيما به آنها بروز دهيم.
با اين كينه چه بايد كرد؟
1. بخشش روندي طبيعي است. يعني بدن به طور طبيعي قادر است زخمهاي خوش خيم را به طور خودكار و يا به كمك كمي مداوا و توجه برطرف كند و زخمي هرچند كاري، مدتي بعد التيام يابد. ناراحتيهاي جزئي و همچنين سوءتفاهمات با كمي توضيح وعذر خواهي طرف مقابل و روشن شدن ابهامات، برطرف خواهد شد اما سخن در مورد كينههاي ژرف وماندگار است كه معمولا مانند زخمي سركش كه ميل به التيام ندارد در داخل يكي از سه دسته زير قرار ميگيرند:
2. روان ضعيف (توانمنديهاي جديد در زندگي). مانند بدني كه در اثر سوءتغذيه و عدم فعاليت و ورزش بر اثر كوچكنرين عامل بيماريزا از پاي در ميايد يك روان سست نيز كه بر باورهائي استوار و رفتارهائي مثبت تكيه ندارد با كوچكترين استرسي دچار ديسترس شديديميشود. موفقيتهاي زندگي ورسيدن به توانمنديهاي بيشتر در روندي خودكار به ما كمك ميكند كه از شر كينه خلاص شويم، تنها بدين دليل ساده كه براي يك انسان قوي و توانمند منابع جديدي از انرژي فراهم شدهاست تا ناچار نباشد همچون يك معتاد براي لحظهاي خوش بودن به دامن توهم يك مواد يا انرژي يك كينه پناه برد.
3. عامل ايجاد كننده زخم (كينه)همچنان در بدن وجود دارد. به عبارت ديگر نوعي از روابط غلط و پاتولوژيك همچنان پس از سالها وجود داشته و باعث تداوم اين كينه ميگردد. پس ميبايست براي تغيير اين نوع روابط و سبك زندگي چارهاي انديشيد.
4. زخمهاي بدخيم. سرطانها زخمهائي هستند كه تنها در موارد درمانهاي قطعي اميد به علاج آنهاست.به عبارتي ديگر يك كينه ماندگار مانند آن زخم كنار لب همهي مشكل فرد نيست تا با يك كرم بتامتازون يا يك بخشش احمقانه التيام يابد چرا كه آن كينه يا زخم كوچكِ ماندگار تنها نشانهاي از يك پاتواوژي(آسيب) بس جديتر وسيعتر در وجود ماست كه تنها درماني قوي وشجاعانه اميد علاج آن را در ما ايجاد مينمايد ولي خوشبختانه بخوبي ميتوان با تحليل وشناسائي باورها و رفتارهاي پاتولوژيك و مخرب به حيات هيجانهاي منفي چون خشم ،كينه ،ترس و اندوه در زندگي فرد پايان داد.
كوتاه سخنانكه برخلاف تصور ديگران بخشش امري ارادي نيست. ما بطور طبيعي ميبخشيم و فراموش مي كنيم و هر وقت اين روند طبيعي رخ نداد اصرار براي بخشش كاري بيهوده است وبايد براي درمان اساسي آن تصميمي جدي گرفت و باز برخلاف تصور، رواندرماني در مقايسه با دارودرماني، روشي تهاجميتر(Invasive) محسوب ميشود مانند حالتي كه بين درمان طبي و درمان جراحي وجود دارد. رواندرماني در حقيقت جراحي روان ماست كه در آن انسانهاي باهوشتر و پرآنگيزهتر بيشتر سود ميبرند و به آن راغبترند. ( متاسفانه از اين هفته فضاي مقالههاي من نصف شده است پس ناچاربودم اين موضوع با حداكثر اختصار توضيح دهم ولي شما ميتوانيد در وبلاگم موضوع را كاملتر مطالعه نمائيد ومرا در جريان نقطه نظرات خويش قراردهيد و در صئرت تمايل با ثبت ايميل خويش مقالات جديد را در يافت نمائيد.) شاد و سرفراز باشيد
براي چيرگي بر اضطراب، خشم، افسردگي وضعف و ياس و همچنين براي دستيابي به تصميمات كارآمد ، گذر از بحرانهاي زندگي و بازسازي روابط بين فردي وزناشوئي و رسيدن به موفقيت و ساختن يك زندگي بهتر
دكتر منصور ميرزائي مشاور شماست.
Office: 647 348 3660
Cellphone: 647 966 1349
Weblog: www.drmirzaei.wordpress.com












